به دینما خوش آمدید
دینما (دینـ+ـنما) نخستین مجله الکترونیکی در حوزه تخصصی دین و رسانه است که توسط تَشکّل فرهنگی پژوهشی دین و رسانه طراحی شده و اداره می‌شود.

نظر آیت‌الله جوادی آملی در خصوص علم دینی نقد و بررسی شد

با حضور خسرو باقری در برنامه تلویزیونی «مصیر» نظر آیت‌الله جوادی آملی در خصوص علم دینی نقد و بررسی شد.

0

به گزارش دینما به نقل از مهر، سی و دومین قسمت از فصل جدید از برنامه تلویزیونی «مصیر» کاری از گروه اجتماعی شبکه چهار سیما، یک‌شنبه ۱۱ آبان‌ماه با موضوع «علم دینی در اندیشه آیت الله جوادی آملی» با اجرای محمدمهدی ابراهیمی نصر روی آنتن رفت.

فصل جدید برنامه تلویزیونی مصیر با هدف بازخوانی و نقد اندیشه متفکران اسلامی، به بررسی ابعاد فکری اندیشمندان بزرگی چون؛ آیت الله جوادی آملی، علامه طباطبایی، امام خمینی (ره) و… می‌پردازد و تا کنون به بررسی اندیشه‌های آیت الله مهدوی کنی، آیت الله مصباح یزدی، آیت الله هاشمی رفسنجانی، شهید سید مرتضی آوینی، آیت الله سید منیرالدین حسینی، آیت الله شهید سید محمدباقر صدر و آیت الله طالقانی پرداخته است.

مهمان این قسمت از برنامه، خسرو باقری، استاد تمام دانشگاه تهران در خصوص علم دینی گفت: این اصطلاح، مفهوم دشواری هست و بدفهمی‌هایی هم وجود دارد. آغاز این بحث با عنوان علم دینی از سال‌های ۸۰ شروع شده است. در دیدگاه آیت الله جوادی آملی این حسن وجود دارد که همگرایی بین دین و عقل مفروض شده است و در ستیز نیستند و اگر علم یکی از وجوه عقل انسان باشد با دین در ستیز نیست. اگر بخواهیم مرزها را ترسیم کنیم، تداخل‌هایی آشکار می‌شود. در اصطلاح آیت الله جوادی آملی از دین دو تعبیر وجود دارد؛ یک تعبیر یعنی دین به عنوان شریعت و متن مقدس، تعبیر دوم دین یعنی مجموع مظاهر خداوند اعم از کلامی و فعلی. در آثار ایشان هر دو تعبیر وجود دارد. در حالت اول خیلی از مطالب علمی در متن قرآن هست. یعنی علم دینی می‌شود علم مستخرج از کتاب آسمانی. در تعبیر دوم می‌گوئیم این جهان افعال خداست و کسی که این افعال را مطالعه کند و دریافت و فهم او دینی محسوب می‌شود.

باقری، معنای علم در تعبیر آیت الله جوادی آملی را این طور بیان کرد: من فکر می‌کنم پیش فرض ایشان این است که ارتباط ما با جهان مستقیم است و هر وقت بتوانیم این ارتباط را برقرار کنیم و به نوعی تصویر واقعیت را به دست بیاوریم، علم می‌شود. در تلقی‌های دیگری گفته می‌شود که این ارتباط مستقیم نیست بلکه دخالت سازه‌های ذهنی دانشمند تأثیر گذار است. در حالتی که دین شریعت است، فرض بر این است که در بطن کتاب و متن دین علوم به ودیعت گذاشته شده‌اند. بسیاری از علوم مختلف گنجانده شده‌اند و با تفسیر دقیق می‌توانیم به آنها دست پیدا کنیم.

باقری انتقاد خود را شرح داد: من به تعبیری که متن دینی به ما معارف بدهد یا وظیفه اش این باشد، ایده دائره المعارفی می گویم. سؤالم اینجاست که چرا متن دینی باید این کار را کند؟ اگر مأموریت این است چرا همه چیز را نگفته است. به نظر من وظیفه دین این نیست و در این صورت چنین انتظاری نداریم.

این نظریه پرداز علوم انسانی ادامه داد: علم به این تعبیر که گویا انسان به واقعیت پدیده دست پیدا می‌کند، تعبیر درستی نیست. دانشمندان با دستگاه‌های مفهومی خود پدیده را مطالعه می‌کنند. توصیف‌ها متعددند و این علم آمیزه ای از واقعیت و سازه‌های ذهن ماست. در این حالت نمی‌توانیم بگوییم این علم دینی است و فعل خداست. ایشان می‌گویند اگر علم علم باشد، سوال می‌شود که چه زمانی به آن می رسیم؟ پس تا آن زمان نمی‌توانیم از علم دینی صحبت کنیم. در علمی که امروزه می‌شناسیم سازه‌ها ذهنی تأثیر زیادی دارند. وقتی گفته می‌شود دینی است چون تفسیر فعل خداست، تعبیر جدیدی است. این علم ممکن است الهی باشد ولی دینی نیست. علم خداوند الهی است ولی دینی نیست. اینجا دچار لغزش مفهومی شده‌ایم.

استاد فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه تهران افزود: اشارات زیادی به علوم طبیعی شده است ولی انسان هم جزئی از جهان است. آیت الله جوادی آملی می‌گویند علم موجود مثل کتابی است که اول و آخرش قطع شده است و باید آن را وصل کنیم به مبدا و معاد و مشکلش حل می‌شود. در حالی که به نظر من وقتی ایشان می‌گوید به جای طبیعت بگوییم خلقت یعنی توصیف دانشمندان را قبول ندارند و توصیفات تأثیر دارند. این طور نیست که بگوییم دانشمند به واقعیت رسیده فقط نمی دانسته که خداوند آفریده است. آیت الله جوادی آملی می‌گویند علم سکولار نیست عالم سکولار است. آیا واقعاً علم به واقعیت می‌رسد؟ وقتی دستگاه مفهومی دانشمند بار سکولاری دارد، علم هم سکولار می‌شود.

باقری تصریح کرد: به آیت الله جوادی آملی گفته شد که نظریات تغییر می‌کنند وقتی رد می‌شود دینی بودن آنچه می‌شود؟ ایشان می‌گویند در تفسیر هم ممکن است خطا رخ بدهد. به نظر من متن دینی خودش صحبت می‌کند قابل تفسیر هست ولی وجه اول آن بیان است، یعنی لایه اول آن را می‌فمهیم. در حالی که در طبیعت در همان توصیف اولیه ممکن است خطا رخ دهد؛ مثلاً رابطه خورشید و زمین. ایشان می‌گویند اگر علم عقلی را به علم تجربی اضافه کنیم مشکلات آن حل می‌شود اما باید گفت که فلسفه کار علم را نمی‌کند و فقط زمینه‌هایش را فراهم می‌کند.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.