به دینما خوش آمدید
دینما (دینـ+ـنما) نخستین مجله الکترونیکی در حوزه تخصصی دین و رسانه است که توسط تَشکّل فرهنگی پژوهشی دین و رسانه طراحی شده و اداره می‌شود.

نقد فیلم بی‌خانمان

بی خانمان نام سریال تلویزیونی ۲۰۱۹ کره جنوبی با بازیگری لی سونگ گی، بائه سوزی و شین سونگ روک است. این درام از ۲۰ سپتامبر تا ۲۳ نوامبر ۲۰۱۹ در ۱۶ قسمت از شبکه اس‌بی‌اس پخش شد. طبق گزارش‌ها بودجه کلی سریال ۲۵ بیلیون وون بوده است. زمان پخش سریال از نیمه اول سال ۲۰۱۹ به نیمه دوم تغییر کرد! فیلمنامه این سریال توسط جانگ یونگ چول و جونگ کیونگ سون نوشته شده که پیش از این نیز در نوشتن فیلمنامه سریال کره ای ملکه کی و هیولا همکاری داشتند. این سریال چهارمین پروژه مشترک نویسنده یونگ چول، کیونگ سون و کارگردان یو این شیک با هم می‌باشد. فیلمبرداری این سریال در ژوئن ۲۰۱۸ آغاز شد و در هنگام پخش سریال کاملاً از پیش تولید شده بود. فیلمبرداری در خارج از کشور و در پرتغال و مراکش انجام شده بود. به دلیل وجود طرفداران زیاد این سریال قرار است فصل دوم این سریال نیز ساخته شود اما به علت شیوع ویروس کرونا متوقف شده است.

گفت و گوی اختصاصی دینما، با آقای حسین باقرزاده در مورد فیلم بی‌خانمان:

حکایت بی‌خانمانی ما

راستش اولِ فیلم نوشتم گویا ما دیدن چنین فیلمهایی را یاد نگرفتیم، اَه!
کمی بعد گفتم ارتباط بین اجزاء، دیگر کمترین توقع از یک فیلم است، اوه!
کمی بعدتر فهمیدم داریم کم کم با زندگی خانه به دوشی آشنا میشیم. خوبه حالا اینم تجربه ایه!

اما قفل فیلم و شخصیت برای من در خانه خواهر باز شد، و تازه گذشته فیلم برایم معنا پیدا کرد، به احترام از حالت لَم داده و تکیه در آمدم و از آنجا به بعد با ستایش فیلم را دنبال کردم و به وجود چنین فیلمنامه نویس و کارگردانی غبطه خوردم. دمش گرم

در ماشین که رکوردر را روشن کردم، تفسیر دیگری از فیلم برایم نمایان شد:

از اسم فیلم شروع کنیم؛ بی‌خانمان! درسته در فیلم، زندگی بی خانمانها را میبینی، اما از رهگذر آشنایی با شخصیت اصلی و مسئله‌اش و انتخابهایش و آن پیر سالک، در میابیم که فراتر از یک شخصیت و موقعیت، فیلم در مورد بی‌خانمانی انسان است. انسان حقیقتا در این دنیا بی‌خانمان است، پس مرحبا به کسی که در زندگی و سلوکش این حقیقت را دریابد و زندگی اش را مطابق آن شکل و معنا دهد.

وقتی حقیقت این است، بهتر است انسان ادای باخانمانی درنیاورد و بدتر از آن اینکه همه چیزش بشود خانه و چارچوب خودساخته اش و او بشود اسیر و بنده و نگهدار و نگهبان سنگ و چوبهایی که خود ساخته است!

دوستی میگفت فیلم دائم به انقراض و عدم ثبات اشاره میکند و از آن پوچ گرایی و نهیلیسم را برداشت میکرد. اشاره به انقراض در فیلم هست اما نه به آن معنا، بلکه حقیقت رو به فنا و زوال بودن دنیا را بیان میکند.
و این مسئله را مطرح میکند که در چنین جایی چگونه باید بود و چه گاردی باید گرفت؟

بی خانمانی و بازگشت به طبیعت هم از این جهت در فیلم ستایش میشود. و صحنه‌هایی که از بی‌خانمانها مستندوار در بخش زیادی از فیلم میبینیم، اتفاقا نمادی از حقیقت زندگی انسان در این دنیاست که اینها بر اثر جبر اجتماعی به آن تن دادند، و جالب اینکه بعضا آن را تئوریزه هم میکنند و برای خود پیامبری هم دارند و در هیچ جای فیلم این تئوریزه کردن نفی نمیشود.

پس اگر کسی با دیدن این فیلم از بی‌خانمانی و خانه‌به‌دوشی که همان حقیقت حال انسان است، خوشش بیاید و در نقطه مقابل از خانه‌ها و تعلقات امروزی که تبدیل به همه چیز انسان شده، بدش بیاید، عجیب نیست و بلکه اصلا کارگردان در پی ایجاد این حس بوده!

در این زمانه که فیلمها اغلب تهی از معنای عمیق و ارزشمندند، و اگر معنایی در کار باشد، یا کوچک و محدود است، یا اینکه گل‌درشت و بد بیان میشود و موجب ذبح آن معنا میشود و معلوم میشود از دهان گوینده بزرگتر بوده، در چنین زمانه ای دیدن چنین معنایی در یک فیلم، با پرداخت دقیق و خلق شخصیتی ماندگار با سیر تحول درست، فقط موجب حیرت است!

البته یک چیز خیلی باعث تعجبم شده بود؛ اینکه این کارگردان زن دیگر از کجا سروکله اش پیدا شد در این قحط الرجال؟!

گفت‌وگوی اختصاصی با حسین باقرزاده

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.