به دینما خوش آمدید
دینما (دینـ+ـنما) نخستین مجله الکترونیکی در حوزه تخصصی دین و رسانه است که توسط تَشکّل فرهنگی پژوهشی دین و رسانه طراحی شده و اداره می‌شود.

نقد فیلم «قد دراز» Beanpole

گفت و گوی اختصاصی مجله الکترونیکی دینما با حسین باقری زاده و نقد فیلم قد دراز

قد دراز یک فیلم در ژانر درام و جنگی به کارگردانی کانتمیر بالاگوف است که در سال ۲۰۱۹ منتشر شد.داستان در سال ۱۹۴۵ در شهر لنینگراد شوروی اتفاق می‌افتد. جنگ جهانی دوم شهر را ویران کرده‌است، ساختمان‌ها تخریب شده و شهروندان از نظر جسمی و روحی در تنگنا قرار گرفته‌اند. در این میان، دو زن جوان در تلاش برای بازسازی زندگی خود در بین ویرانه‌ها، به جستجوی معنا و امید می‌پردازند.

حسین باقرزاده در گفت و گوی اختصاصی با مجله دینما در مورد نقد فیم قد دراز بیام کرد: دو دختر فیلم «قد دراز» با رفتارها و انتخابهای عجیب و غریبشون که تا حدی باورپذیر هم هست، ما را درگیر شرایط بدی که جنگ ممکن است برای شخصیت و زندگی زنان به وجود بیاورد میکنند.

اولین انتخاب عجیبی که در فیلم میبینیم، وقتی است که ماشا متوجه میشود فرزندش مرده. عجیب‌ترین کار را میکند و با این کار شخصیت معرفی میشود. در آن قسمت ما هنوز نمیدانیم که کار او در جنگ تأمین نیاز جنسی نیروها بوده.
او با شنیدن خبر مرگ فرزندش بدون ذره‌ای عزاداری و تألم، به همراه قددراز به محل رقص میروند و وقتی میبینند بسته است، پیشنهاد دو پسر جوان که در پی شریک جنسی اند، را میپذیرد.

این کنش نشان میدهد که گویا آنقدرها هم از دست دادن فرزند برایش مهم نبوده! چرا؟ شاید چون از بین آنهمه رابطه که در جنگ داشته و دائم سقط میکرده، یکیش مانده و تبدیل به فرزند شده. فرزندی که او تعلق خاطر چندانی به آن ندارد. به همین خاطر آن ماجرای علاقه به حیات یک موجود زنده در درونش که به زبان میاورد، چیزی بیش از عقده یک فاحشه جوان نیست و با توجه به عکس العملش بعد از شنیدن خبر مرگ فرزندش، نمیتوان جدی اش گرفت.

در واقع این فیلم دو زن جوان در مرز فروپاشی و پوچی متأثر از حضور در جنگ را نشانمان میدهد. و تمام رفتارها و انتخابهای عجیبشان برای نشان دادن این فروپاشی و پوچی است، نه در مقام نشان دادن خواسته‌ای معقول و منطقی از یک فرد عادی.

خواسته محوری ماشا که قددراز خود را مجبور به تمکین و همراهی با آن میداند، این است که او برایش هر طور شده بچه ای به دنیا بیاورد. خواسته ای که هیچگاه معقول نیست، آنچنانکه عکس العمل اولیه او هنگام شنیدن مرگ فرزند نامشروعش معقول نبود.
آخرش هم معلوم نمیشود که بالاخره قددراز بعد از نزدیکی با دکتر مهربان که نقشی دلپذیر در فیلم داشت، حامله هست یا نه! چون اصلا معلوم کردن این مهم نبوده، آنچه مهم بوده نشان دادن وضع این دو دختر بیچاره بوده که در آخر پناهی جز یکدیگر ندارند و میخواهند تا آخر با هم باشند.

نکته آخر اینکه با تماشای این فیلم معنی فیلم اروپایی را یکبار دیگر فهمیدیم؛ کش‌دار و نفوذ کننده به عمق شخصیت و دردهایش، جوری که این روند دادت را در بیاورد و خسته‌ات کند.
ف باقر: باکورای محترم و مغرور

۱. در مجموع از فیلم خوشم اومد به خاطر ارزشهایی که فیلم داشت نه به خاطر انطباقش با سینما و داستانگویی کلاسیک.
ارزش اصلی فیلم ابراز وجود و به رخ کشیدن یک زندگی بومی با ارزش‌های حاکم بر اون، و هجو کردن نقطه مقابلش بود. بله قدرت و اراده ای که در صدد از بین بردن این زندگی بومی مستحکم و متحد است، بیشتر هجو میشود تا اینکه معرفی دقیقی شود.
دلیل انتخاب هجوگونه برای معرفی آنها، شاید تمرکز بیش از حد روی آن زندگی بومی باشد. یعنی هدف اصلی فیلم ساز به رخ کشیدن امتیازات و مختصات مردم باکوراست، تا تقابل آنها با دشمنانشان.
البته هر چند در این هجو نوعی تحقیر و به حساب نیاوردن و دست انداختن رقیب نهفته، ولی به نوعی نقطه ضعف حساب میشود و باعث فاصله گرفتن فیلم و داستانش از یک شاهکار.

۲. نقطه قوت و امتیازهای حداقلی هر فیلم مخصوص خودشه.
برای من امتیاز اصلی این فیلم به تصویر کشیدن با اعتماد به نفس و بدون لکنت ارزشهای حاکم بر مردم آن منطقه بود، طوری که انگار غیر از آن چیز دیگری را به رسمیت نمیشناسد و حساب هم نمیکند. فقط میگوید ما اینیم! حالا اگر تو به عنوان مخاطب با آن ارزشها همراه باشی، طبیعتا از این صراحت و صداقت و اعتماد به نفس خوشت می آید. حالا گیرم که در داستانگویی یا شخصیت پردازی هم اشکال داشته باشه و منطبق بر خیلی قواعد نباشه.

۳. اینم تکرار حرف قبله: سادگی و صمیمی بودن شخصیتها و در یک کلام انسان بودنش را پسندیدم و به دلم نشست. علاوه بر این وجوه مشترک فرهنگی که با ما داشتند را.

۴. هجو آدم بدهای فیلم هم از یک جهت میتونه هوشمندانه باشه، اونم اینکه استعاره ای باشه از حقیقت تمدن و مدرنیته شیطانی امروز. یعنی حقیقت مدرنیته امروز را اصلا جدی نگیرید، او مجنونیست که به هر صورت تصمیم گرفته سنتها را مطلقا نابود کند ولو از سر تفنن، ولی قطعا کورخوانده و ما در صورت تکیه بر ارزشهای بومی و قدیمی خودمون دمار از روزگارش در میاریم.

۵. از این جهت میشه گفت فیلم پیام بین المللی هم داره، و مردم تمام دنیا را ارجاع میده به سنتها و ارزشهای قدیمشون، و البته استفاده در حد نیاز و ضرورت از مدرنیته.
البته چنین فیلمی نسخه آنچنانی نمیده دستت بلکه صرفا یک ارزشی را پررنگ نشون میده و انگیزه را برای مراجعه و توجه به اونها افزایش میده.

۶. صحنه منتخبم هم از فیلم، همون صحنه پیرمرد لخت حواس جمع بود که من را یاد اون صحنه فیلم پالفیکشن انداخت که یارو تیر زد ولی اینا چیزیشون نشد. حدس میزدم اینجا هم یه معجزه اتفاق میفته.

حسین باقرزاده

مجله الکترونیکی دینما

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.